sunder

sun·der/ˈsʌndər/
verb (فعل)formalpast (گذشته): sunderedpast participle (مفعولی): sundered-ing (حال): sundering3rd (سوم): sunders

فعل — جدا کردن

جدا کردنشکافتن

به زور جدا کردن یا شکافتن چیزی.

To split apart or separate forcibly.

«زلزله پل را به دو قسمت شکافت.»

The earthquake sundered the bridge in two.

«آن‌ها عهد کردند که هرگز دوباره به وسیله فاصله از هم جدا نشوند.»

They vowed never to be sundered by distance again.

تفاوت با واژه‌های مشابه
separateجدا کردن

رایج. اصطلاح کلی برای تقسیم یا جدا کردن.

Common. General term for dividing or parting.

cleaveشکافتن

رسمی یا ادبی. شکافتن یا جدا کردن، اغلب با زور.

Formal or literary. To split or sever, often with force.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000