supervening

su·per·ven·ing/ˌsuːpərˈviːnɪŋ/
super-above, beyondvenecome
verb (فعل)formalpast (گذشته): supervenedpast participle (مفعولی): supervened-ing (حال): supervening3rd (سوم): supervenes

فعل — رخ دادن بعدی

رخ دادن بعدیپدید آمدن

رخ دادن به‌عنوان نتیجه یا اضافه بر چیز دیگری.

Occurring as a result of or in addition to something else.

«مسائل جدید بر مسائل قبلی پدید آمدند.»

New problems were supervening on the old ones.

«تغییراتی که بعد از سیاست ظاهر شدند غیرمنتظره بودند.»

Changes supervening after the policy were unexpected.

تفاوت با واژه‌های مشابه
ensuingنتیجه شدن

رسمی. برای بیان اتفاق بعدی یا ناشی از چیز دیگری استفاده می‌شود.

Formal. Used to indicate what happens after or because of something else.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000