surly

sur·ly/ˈsɜːrli/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): surliersuperlative (عالی): surliest

صفت — بدخلق

بدخلقعبوسگرفته

خلق‌وخوی بد و برخورد ناخوشایند و بی‌ادبانه یا تهدیدآمیز.

Bad-tempered and unfriendly in a rude or threatening way.

«پیش‌خدمت بدخلق به درخواست‌های ما توجه نکرد.»

The surly waiter ignored our requests.

«نگاهی عبوس به من انداخت و کنار رفت.»

He gave me a surly look and walked away.

تفاوت با واژه‌های مشابه
grumpyزودرنج

غیررسمی. وقتی کسی بداخلاق و زودرنج است جایگزین surly می‌شود اما کمتر حالت تهدیدآمیز دارد؛ برای مثال «مرد پیری زودرنج» خوب است ولی «نگهبان عبوس» قوی‌تر است.

Informal. Can replace 'surly' when someone is irritably bad-tempered but less threatening; e.g. 'a grumpy old man' fits but 'a surly guard' feels stronger.

sullenکج‌خلق

رسمی یا ادبی. معنی مشابه ولی بیشتر به حالتی از کینه و سکوت دلالت دارد؛ در برخی موقعیت‌ها جایگزین surly می‌شود؛ مثلاً «نوجوان کج‌خلق».

Formal or literary. Similar meaning but emphasizes silent resentment more than hostility; can replace 'surly' in some contexts, e.g. 'a sullen teenager'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000