suspected

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

sus·pect·ed/səˈspɛktɪd/
sus-under, from belowspectlook, see-edpast tense or adjective form
adjective (صفت)common

صفت — مشکوک

مشکوکمظنون

فرد یا چیزی که احتمال داده می‌شود در کار اشتباه یا جرم دخیل باشد ولی اثبات نشده است.

Thought likely to be guilty or involved in wrongdoing but not proven.

«دزد مشکوک دستگیر شد.»

“The suspected thief was arrested.”

«او یک کلاهبردار مشکوک است.»

“He is a suspected fraudster.”

تفاوت با واژه‌های مشابه
alleged— ادعاشده

رسمی. وقتی گناه ادعا می‌شود ولی ثابت نیست.

Formal. Used when guilt is claimed but not confirmed.

potential— احتمالی

نشانه احتمال است ولی کمتر از «مشکوک» قاطع است.

Indicates possibility but less certain than suspected.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000