survivorship

sur·vi·vor·ship/sərˈvaɪvərʃɪp/
surviveto remain alive-orone who performs an action-shipstate or condition
noun (اسم)formal

اسم — وضعیت بازماندگی

وضعیت بازماندگیحق بازماندگی

وضعیت یا حالت بازمانده بودن؛ حق بازمانده نسبت به مالکیت.

The state or condition of being a survivor; the right of the survivor to property.

«بند بازماندگی در وصیت‌نامه، مالکیت را به همسر باقی‌مانده تضمین می‌کند.»

The survivorship clause in the will ensures property goes to the remaining spouse.

«بازماندگی او پس از حادثه یک معجزه بود.»

Her survivorship after the accident was a miracle.

تفاوت با واژه‌های مشابه
survivalبقا

اصطلاح کلی برای زنده ماندن. در حالی که 'survivorship' به حالت بازمانده بودن اشاره دارد، 'survival' به عمل یا واقعیت ادامه حیات یا وجود اشاره می‌کند. 'بقای اصلح' درست است، نه 'بازماندگی اصلح'.

General term for remaining alive. While 'survivorship' refers to the state of being a survivor, 'survival' is the act or fact of continuing to live or exist. 'Survival of the fittest' works, not 'survivorship of the fittest'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000