suspensor

sus·pen·sor/səˈspɛnsər/
noun (اسم)technicalplural (جمع): suspensors

اسم — نگهدارنده

نگهدارندهحماله

ساختاری که بخشی از بدن یا عضو دیگری را نگه می‌دارد یا معلق می‌کند (مخصوص زیست‌شناسی/کالبدشناسی)

A structure that supports or suspends another body part or organ (especially used in biology/anatomy)

«حماله، تخمدان را در جای خود نگه می‌دارد.»

The suspensor holds the ovule in place.

«آنها حماله گل را زیر میکروسکوپ بررسی کردند.»

They studied the suspensor of the flower under the microscope.

تفاوت با واژه‌های مشابه
supportحمایت

رایج است اما 'suspensor' فقط در زمینه زیست‌شناسی کاربرد دارد.

Common in general; 'suspensor' is specific to biological anatomy contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000