swam

/swæm/
verb (فعل)commonpast (گذشته): swampast participle (مفعولی): swum-ing (حال): swimming3rd (سوم): swims

فعل — شنا کرد

شنا کرد

گذشته فعل swim؛ حرکت در آب با حرکت دادن بدن.

Past tense of swim; to move through water by moving the body.

«او از عرض دریاچه شنا کرد.»

She swam across the lake.

«ما هر صبح در استخر شنا می‌کردیم.»

We swam every morning in the pool.

تفاوت با واژه‌های مشابه
paddledروان حرکت کردن

غیررسمی. اشاره به حرکت دست یا پا در آب، معمولاً آرام یا ملایم.

Informal. Refers to moving hands or feet in water, often slow or gentle.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000