swing back

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˈswɪŋ ˈbæk/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — به عقب تاب خوردن

به عقب تاب خوردنبرگشتن

پس از حرکت به جلو یا کنار، در جهت مخالف به عقب تاب خوردن یا برگشتن.

To move back in the opposite direction after moving forward or aside.

«در به‌آرامی به عقب برگشت.»

The door swung back slowly.

«دروازه در باد به عقب تاب خورد.»

The gate swung back in the wind.

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — به حالت قبل برگشتن

به حالت قبل برگشتندوباره تغییر جهت دادن

پس از یک تغییر، به وضعیت، نظر یا سطح قبلی برگشتن.

To return to an earlier state, opinion, or level after a change.

«افکار عمومی پس از مناظره به نظر قبلی برگشت.»

Public opinion swung back after the debate.

«ممکن است قیمت‌ها ماه بعد به سطح قبلی برگردند.»

Prices may swing back next month.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000