swing through

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˈswɪŋ ˈθru/
phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — سری به جایی زدن

سری به جایی زدنکوتاه از جایی گذشتن

در راه رفتن به جای دیگر، کوتاه از جایی دیدن کردن یا از آن گذشتن.

To visit or pass through a place briefly while traveling to another place.

«ما جمعه کوتاه از دنور می‌گذریم.»

We'll swing through Denver on Friday.

«او پیش از رفتن به خانه سری به شهر زد.»

She swung through town before going home.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000