swipe

/swaɪp/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): swipedpast participle (مفعولی): swiped-ing (حال): swiping3rd (سوم): swipes

فعل — کشیدن

کشیدنلمس سریع

کشیدن سریع کارت یا انگشت روی سطح، به‌ویژه صفحه لمسی یا کارت‌خوان.

To pass a card or finger swiftly across a surface, especially a touchscreen or card reader.

«او کارت اعتباری را کشید تا پرداخت کند.»

She swiped her credit card to pay.

«او روی صفحه گوشی کشید.»

He swiped across the phone screen.

تفاوت با واژه‌های مشابه
slideلغزاندن

رایج. حرکت مشابه اما ممکن است آهسته‌تر یا ملایم‌تر از swipe باشد.

Common. Similar action but can be slower or gentler than swipe.

2noun (اسم)common

اسم — ضربه ناگهانی

ضربه ناگهانیکشیدن

حرکت سریع دست یا جسم برای ضربه زدن یا عبور از روی چیزی.

A swift movement of the hand or object to strike or pass over something.

«او ضربه قوی به توپ زد.»

He gave the ball a strong swipe.

«گربه به سمت اسباب‌بازی ضربه زد.»

The cat made a swipe at the toy.

تفاوت با واژه‌های مشابه
strikeضربه

رایج. معمولاً به عمل ضربه زدن اشاره دارد.

Common. Refers generally to a hitting action.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000