swordfisherman

sword·fish·er·man/ˈsɔːrdˌfɪʃərmən/
swordfisha large marine fish with a long, sword-like upper jaw-erone who performs an actionmana male human
noun (اسم)commonplural (جمع): swordfishermen

اسم — شمشیرماهی‌گیر

شمشیرماهی‌گیرصیاد شمشیرماهی

فردی که به صید شمشیرماهی مشغول است.

A person who fishes for swordfish.

«شمشیرماهی‌گیر هفته‌ها را در دریا گذراند.»

The swordfisherman spent weeks at sea.

«برای اینکه یک شمشیرماهی‌گیر موفق باشید، مهارت زیادی لازم است.»

It takes great skill to be a successful swordfisherman.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fishermanماهیگیر

روزمره. اصطلاح عمومی برای هر کسی که ماهی صید می‌کند. 'Swordfisherman' نوع خاصی است. 'او به شغل ماهیگیری مشغول است' درست است، 'او به شغل شمشیرماهی‌گیری مشغول است' نوع آن را مشخص می‌کند.

Everyday. General term for anyone who catches fish. 'Swordfisherman' is a specific type. 'He is a fisherman by profession' works, 'He is a swordfisherman by profession' specifies what kind.

harpoonerزوبین‌انداز

فنی/تاریخی. کسی که از زوبین استفاده می‌کند، اغلب برای حیوانات بزرگ دریایی مانند نهنگ یا شمشیرماهی. اگر روش ماهیگیری با زوبین باشد قابل جایگزینی است. 'نهنگ‌گیر یک زوبین‌انداز ماهر نیز بود' درست است. 'شمشیرماهی‌گیر از زوبین استفاده می‌کرد' یعنی او یک زوبین‌انداز نیز بود.

Technical/Historical. Someone who uses a harpoon, often for larger marine animals like whales or swordfish. Can be interchangeable if the method of fishing is with a harpoon. 'The whaler was also a skilled harpooner' works. 'The swordfisherman used a harpoon' means he was also a harpooner.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000