syncopated

syn·co·pat·ed/sɪnˈkɒpeɪtɪd/
syn-togethercopcut-ateto do or make-edpast tense marker
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more syncopatedsuperlative (عالی): most syncopated

صفت — دارای ریت مغایر

دارای ریت مغایربن‌بست دار

دارای ریتمی که در آن ضرب‌های مورد انتظار جابه‌جا یا حذف شده‌اند و تأکید جاافتاده ایجاد می‌شود.

Having a rhythm where expected beats are shifted or omitted, creating a displaced accent.

«آهنگ دارای ریتم جاز بن‌بست‌دار است.»

The song features a syncopated jazz rhythm.

«ضرب‌های بن‌بست‌دار به موسیقی حس پرجنب‌وجوش می‌دهد.»

Syncopated beats give the music a lively feel.

تفاوت با واژه‌های مشابه
offbeatنامنظم

رایج. به ریتم‌هایی اشاره دارد که ضرب‌های غیرمنتظره را تأکید می‌کنند و اغلب قابل تعویض است.

Common. Refers to rhythms emphasizing unexpected beats, often used interchangeably.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000