synchs

/sɪŋks/
verb (فعل)commonpast (گذشته): synchedpast participle (مفعولی): synched-ing (حال): synching3rd (سوم): synchs

فعل — هماهنگ کردن

هماهنگ کردنهمزمان کردن

هماهنگ کردن یا باعث رخ دادن همزمان چیزی شدن.

Third person singular present of sync; to coordinate or cause to occur at the same time.

«او دوربین‌ها را برای فیلمبرداری هماهنگ می‌کند.»

She synchs the cameras for the shoot.

«نرم‌افزار داده‌ها را بین دستگاه‌ها هماهنگ می‌کند.»

The software synchs data across devices.

تفاوت با واژه‌های مشابه
synchronizeهماهنگ کردن

رایج/رسمی. در زمینه زمان‌بندی کاملاً قابل جایگزین است.

Formal/common. Interchangeable fully in contexts about timing events.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000