synchronism

syn·chro·nism/ˈsɪŋkrəˌnɪzəm/
syn-togetherchrontime-ismstate or condition
noun (اسم)technical

اسم — هم‌زمانی

هم‌زمانیهماهنگی زمانی

وضعیتی که در آن رویدادها یا عملیات همزمان یا با نرخ یکسان رخ می‌دهند.

The state of occurring or operating at the same time or rate.

«ساعت‌ها هماهنگی زمانی کامل دارند.»

There is perfect synchronism between the clocks.

«هماهنگی زمانی در سیستم‌های چندپردازنده حیاتی است.»

Synchronism is crucial in multiprocessor systems.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000