synchronicity

syn·chro·nic·i·ty/ˌsɪŋkrəˈnɪsɪti/
syn-togetherchrontime-icrelated to-itystate or quality
noun (اسم)formal

اسم — هم‌زمانی معنادار

هم‌زمانی معنادارانسجام زمانی

رخداد رویدادهایی که به طور معنادار مرتبطند اما علت و معلول نیستند.

The occurrence of events that are meaningfully related but not causally connected.

«آنها هم‌زمانی معناداری در رویدادهای زندگی‌شان تجربه کردند.»

They experienced synchronicity in their life events.

«هم‌زمانی معنادار مفهومی در روانشناسی یونگی است.»

Synchronicity is a concept in Jungian psychology.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000