take a crack at

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˈteɪk ə ˈkræk æt/
phrase (عبارت)informal

عبارت — دست به کار شدن

دست به کار شدنامتحان کردن

تلاش کردن کاری را انجام دهی، به‌ویژه کاری سخت یا تازه.

To make an attempt to do something, especially something difficult or new.

«من سعی می‌کنم آن را تعمیر کنم.»

I'll take a crack at fixing it.

«او نوشتن یک رمان را امتحان کرد.»

She took a crack at writing a novel.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000