tamely

ta·mely/ˈteɪmli/
tamedomesticated, controlled-lyin a manner of
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): tameposition (جایگاه): end

قید — آرام

آراممطیعانه

به صورت آرام، کنترل‌شده یا مطیعانه.

In a quiet, controlled, or submissive manner.

«اسب به آرامی پشت سواره حرکت کرد.»

The horse followed tamely behind the rider.

«او این تصمیم را به طور مطیعانه پذیرفت.»

He accepted the decision tamely.

تفاوت با واژه‌های مشابه
quietlyآرام

روزمره. معنای مشابه اما بیشتر درباره سطح صدا است تا کنترل.

Everyday. Similar meaning but less about control and more about noise level.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000