در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یکی از مردمانی که در بخشهایی از جنوب هند و سریلانکا زندگی میکنند.
A member of a people inhabiting parts of southern India and Sri Lanka.
«دیاسپورای تامیل در سراسر جهان قابل توجه است.»
“The Tamil diaspora is significant worldwide.”
«او در سفر به چنای با چند تامیلی ملاقات کرد.»
“She met some Tamils during her trip to Chennai.”
زبان دراویدی که توسط مردم تامیل صحبت میشود، عمدتاً در تامیل نادو (هند) و سریلانکا.
The Dravidian language spoken by the Tamil people, primarily in Tamil Nadu (India) and Sri Lanka.
«تامیلی یکی از قدیمیترین زبانهای زنده دنیاست.»
“Tamil is one of the oldest living languages in the world.”
«او در حال یادگیری زبان تامیلی است.»
“He is learning to speak Tamil.”
مربوط به مردم تامیل یا زبان آنها.
Relating to the Tamil people or their language.
«ادبیات تامیلی تاریخ غنی و باستانی دارد.»
“Tamil literature has a rich and ancient history.”
«ما از غذاهای سنتی تامیلی لذت بردیم.»
“We enjoyed the traditional Tamil cuisine.”