tandem

tan·dem/ˈtændəm/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more tandemsuperlative (عالی): most tandem

صفت — دوتایی

دوتاییچرخه دو نفره

چیدمان پشت سر هم و در یک خط یا سری.

Arranged one behind the other in a line or series.

«آن‌ها با دوچرخه دوتایی به‌هم سواری کردند.»

They rode a tandem bicycle together.

«موتورها با هم به صورت دوتایی کار می‌کنند تا قدرت را افزایش دهند.»

The engines work in tandem to increase power.

تفاوت با واژه‌های مشابه
consecutiveپیاپی

رایج. وقتی چیزها به ترتیب دنبال هم می‌آیند به جای tandem به کار می‌رود.

Common. Describes things arranged in a sequence, similar to tandem but more general.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000