tangent

tan·gent/ˈtæn.dʒənt/
1noun (اسم)formalplural (جمع): tangents

اسم — خط مماس

خط مماستماس هندسی

خط یا صفحه‌ای که فقط یک نقطه از منحنی یا سطح منحنی را لمس می‌کند بدون آنکه قطع کند.

A straight line or plane that touches a curve or curved surface at one point without crossing it.

«دایره و مماس دقیقا در یک نقطه با هم تماس دارند.»

The circle and the tangent touch at exactly one point.

«در هندسه، خط مماس خصوصیات مهمی دارد.»

In geometry, the tangent has important properties.

2noun (اسم)informalplural (جمع): tangents

اسم — انحراف موضوع

انحراف موضوعپرت شدن ذهن

تغییر ناگهانی موضوع در صحبت یا نوشتار.

A sudden change of subject in speech or writing.

«او حین جلسه ناگهان موضوع را تغییر داد.»

He went off on a tangent during the meeting.

«مقاله شامل انحرافات زیادی است که به پایان‌نامه مرتبط نیست.»

The essay contains many tangents unrelated to the thesis.

تفاوت با واژه‌های مشابه
digressionانحراف

رسمی. خروج از موضوع اصلی، مشابه tangent در سخن یا نوشتار.

Formal. A departure from the main subject, similar to tangent in speech or writing.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000