tapered

tap·ered/ˈteɪpərd/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more taperedsuperlative (عالی): most tapered

صفت — باریک‌شده

باریک‌شدهباریک‌شونده

که به تدریج به طرف یک سر نازک‌تر یا باریک‌تر می‌شود.

Having a gradually decreasing thickness or width toward one end.

«مداد باریک‌شده به خوبی در کیف جا می‌گیرد.»

The tapered pencil fits nicely in the case.

«او شلوار باریک‌شده‌ای پوشید که پاهایش را لاغر نشان می‌داد.»

She wore tapered pants that slimmed her legs.

تفاوت با واژه‌های مشابه
narrowedباریک‌شده

رایج. معنای مشابه اما در کاهش تدریجی کمتر دقیق است.

Common. Similar meaning but less specific about gradual change.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000