wide

/waɪd/
1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): widersuperlative (عالی): widest

صفت — عریض

عریضپهنگسترده

به معنی گسترده یا پهن از یک طرف به طرف دیگر

Measuring a great distance from side to side

«در اینجا رودخانه بسیار عریض است.»

The river is very wide here.

«او دستانش را باز به طور پهن باز کرد.»

She opened her arms wide.

تفاوت با واژه‌های مشابه
broadعریض

روزمره. معمولاً به لحاظ اندازه مشابه wide است؛ broad همچنین معنی مجازی دارد مثل عریض بودن دانش.

Everyday. Generally interchangeable with 'wide' in physical measurements; 'broad' can also have figurative meanings like 'broad knowledge'.

extensiveگسترده

رسمی. بیشتر برای مناطق یا مقدار زیاد به کار می‌رود، کمتر به جای wide برای اشیاء فیزیکی استفاده می‌شود.

Formal. Used more for large area or amount rather than literal width; less interchangeable with 'wide' for physical objects.

متضادها
2adverb (قید)commontype (نوع): degreeadjective (صفت): wideposition (جایگاه): end

قید — پهناور

پهناوربه طور گستردهبه شدت

به معنای دور بودن یا در فاصله زیاد از مرکز یا نقطه تمرکز

To or at a great distance from the center or point of focus

«او با شادی لبخند گسترده‌ای زد.»

She smiled wide with joy.

«در کاملاً باز گذاشته شده بود.»

The door was left wide open.

تفاوت با واژه‌های مشابه
broadlyبه طور گسترده

رسمی. درباره وسعت به طور کلی به کار می‌رود، کمتر برای فاصله فیزیکی است.

Formal. Used for speaking about extent in broad terms, less for physical distance; not always interchangeable with wide.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000