widdle

wid·dle/ˈwɪdəl/
verb (فعل)informalpast (گذشته): widdledpast participle (مفعولی): widdled-ing (حال): widdling3rd (سوم): widdles

فعل — ادرار کردن

ادرار کردنبول کردن

ادرار کردن؛ اصطلاحی کودکانه یا غیررسمی.

To urinate; a childish or informal term.

«کودک خیلی فوری باید ادرار می‌کرد.»

The toddler had to widdle urgently.

«به پسرش گفت که در شلوار خود ادرار نکند.»

She told her son not to widdle in his pants.

تفاوت با واژه‌های مشابه
peeادرار کردن

اصطلاح بسیار رایج غیررسمی برای ادرار؛ در زمینه‌های کودکانه قابل جایگزینی است.

Very common informal term for urinating; interchangeable with 'widdle' in child contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000