wicker

wick·er/ˈwɪkər/
1noun (اسم)common

اسم — حصیر

حصیرترکه بافی

شاخه‌های بید یا دیگر شاخه‌های انعطاف‌پذیر بافته شده که در ساخت سبد، مبلمان و غیره استفاده می‌شود.

Plaited (woven) osiers or other flexible branches, used in making baskets, furniture, etc.

«او یک سبد حصیری جدید برای پیک‌نیک خرید.»

She bought a new wicker basket for the picnic.

«مبلمان حیاط از حصیر ساخته شده بود.»

The patio furniture was made of wicker.

تفاوت با واژه‌های مشابه
caneچوب خیزران

روزمره. به ساقه توخالی و بندبند گیاهانی مانند بامبو یا خیزران اشاره دارد که اغلب برای مبلمان استفاده می‌شود. در حالی که حصیر را می‌توان بافت، معمولاً ضخیم‌تر و سفت‌تر از شاخه‌های ظریف مورد استفاده برای ترکه بافی کلاسیک است و خود مواد متفاوت است. 'صندلی‌های حصیری اغلب سبک‌تر هستند' کار می‌کند، اما 'سبدهای ترکه بافی' برای مواد انعطاف‌پذیر و بافته شده رایج‌تر هستند.

Common. Refers to the hollow, jointed stem of plants like bamboo or rattan, often used for furniture. While cane can be woven, it's typically thicker and stiffer than the fine branches used for classic wicker, and the material itself is different. 'Cane chairs are often lighter' works, but 'wicker baskets' are more common for the flexible, woven material.

2adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more wickersuperlative (عالی): most wicker

صفت — حصیری

حصیری

ساخته شده از حصیر.

Made of wicker.

«او روی یک صندلی حصیری راحت نشست.»

He sat on a comfortable wicker chair.

«اتاق یک آباژور حصیری جذاب داشت.»

The room had a charming wicker lamp shade.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000