tapping

tap·ping/ˈtæp.ɪŋ/
1noun (اسم)common

اسم — ضربه آرام

ضربه آرامزدن مکرر

عمل به آرامی زدن یا لمس کردن مکرر چیزی.

The act of lightly touching or striking something, often repeatedly.

«صدای ضربه آرام روی پنجره را شنید.»

She heard tapping on the window.

«زدن مکرر انگشتان روی میز آزاردهنده بود.»

The tapping of fingers on the desk was annoying.

تفاوت با واژه‌های مشابه
knockingکوفتن

روزمره؛ مشابه اما معمولاً صوت بلندتر یا قوی‌تر دارد.

Everyday; similar meaning but often louder or more forceful. 'Tapping' is softer.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): tappedpast participle (مفعولی): tapped-ing (حال): tapping3rd (سوم): taps

فعل — زدن

زدنضربه زدن

عمل زدن یا لمس کردن ملایم و مکرر، معمولاً با انگشتان یا دست‌ها.

The action of lightly striking or touching repeatedly, usually with fingers or hands.

«او داشت با قلمش روی میز ضربه می‌زد.»

He was tapping his pen on the table.

«آنها مرتب صفحه را لمس می‌کردند تا روشن شود.»

They kept tapping the screen to wake it up.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pattingزدن آرام

روزمره؛ ضربه آرام مشابه ولی معمولاً کندتر و با دست باز.

Everyday; similar gentle striking, but often slower and with flatter hand.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000