teach grandma how to suck eggs
teach grand·ma how to suck eggs/titʃ ˈɡrænmɑ haʊ tə sʌk ɛɡz/
phrase (عبارت)informal
عبارت — به استاد درس دادن
به استاد درس دادنبه آدم باتجربه راه نشان دادن
به فرد باتجربه یاد دادن که کاری را انجام دهد که خودش از پیش خوب بلد است.
To tell an experienced person how to do something they already know well.
«به آدم باتجربه راه نشان نده؛ او این کار را بلد است.»
“Don't teach grandma how to suck eggs; she knows this job.”
«از اینکه به فردی کاربلد درس میدادم، احساس حماقت کردم.»
“I felt silly teaching grandma how to suck eggs.”