teach grandma how to suck eggs

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

teach grand·ma how to suck eggs/titʃ ˈɡrænmɑ haʊ tə sʌk ɛɡz/
phrase (عبارت)informal

عبارت — به استاد درس دادن

به استاد درس دادنبه آدم باتجربه راه نشان دادن

به فرد باتجربه یاد دادن که کاری را انجام دهد که خودش از پیش خوب بلد است.

To tell an experienced person how to do something they already know well.

«به آدم باتجربه راه نشان نده؛ او این کار را بلد است.»

“Don't teach grandma how to suck eggs; she knows this job.”

«از این‌که به فردی کاربلد درس می‌دادم، احساس حماقت کردم.»

“I felt silly teaching grandma how to suck eggs.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000