teem

/tiːm/
verb (فعل)commonpast (گذشته): teemedpast participle (مفعولی): teemed-ing (حال): teeming3rd (سوم): teems

فعل — پر بودن

پر بودنفراوان بودن

پر بودن یا فراوان بودن چیزی، معمولاً برای جانوران یا مردم.

To be full of or swarming with something.

«رودخانه پر از ماهی است.»

The river teems with fish.

«خیابان‌ها پر از گردشگر بود.»

The streets teemed with tourists.

تفاوت با واژه‌های مشابه
swarmجمع شدن

رایج برای حیوانات یا حشرات در دسته‌ها؛ teem بیشتر به فراوانی کلی اشاره دارد.

Common for animals or insects moving in groups; 'teem' emphasizes abundance more generally.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000