اسم — تلگرافها
دستگاههایی که برای ارسال پیامها از طریق جریان الکتریکی یا امواج رادیویی استفاده میشوند، یا پیامهایی که توسط آنها ارسال میشود.
Apparatuses used for sending messages by electric current or radio waves, or the messages sent by them.
«تلگرافهای اولیه ارتباطات راه دور را متحول کردند.»
“Early telegraphs revolutionized long-distance communication.”
«آخرین تلگرافها خبر پایان جنگ را رساندند.»
“The final telegraphs carried news of the war's end.”
فعل — تلگراف میکند
پیامی را با تلگراف ارسال میکند.
Sends a message by telegraph.
«او هر هفته به خانوادهاش تلگراف میزند.»
“He telegraphs his family every week.”
«خبر به سرعت در سراسر قاره تلگراف شد.»
“The news was quickly telegraphed across the continent.”
فعل — لو میدهد
به طور ناخواسته نیت یا حرکات خود را قبل از عمل آشکار میکند، اغلب در ورزش.
Unintentionally reveals one's intentions or moves before acting, often in sports.
«یک بوکسور خوب هرگز ضرباتش را لو نمیدهد.»
“A good boxer never telegraphs his punches.”
«تردید او، عدم اطمینانش را نشان داد.»
“His hesitation telegraphed his uncertainty.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. «فاش کردن» به معنای برملا کردن یک راز یا نشان دادن ناخواسته چیزی است که باید پنهان میماند. حس قویتری از آشکار کردن ضعف یا راز را دارد. «نگاه عصبیاش ترس او را فاش کرد» درست است، اما «تلگراف» بیشتر در مورد سیگنالهای قبل از عمل است.
Formal. 'Betray' implies giving away a secret or showing something unintentionally that should have been hidden. It carries a stronger sense of revealing weakness or a secret. 'His nervous glance betrayed his fear' works, but 'telegraph' is more about pre-action signals.