tended

tend·ed/ˈtɛndɪd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): tendedpast participle (مفعولی): tended-ing (حال): tending3rd (سوم): tends

فعل — مراقبت کرد

مراقبت کردرسیدگی کرد

گذشته و شکل گزارشی فعل tend؛ مراقبت کردن یا رسیدگی کردن به چیزی یا کسی.

Past tense and past participle of tend; to take care of or look after.

«او تمام بعدازظهر از باغ مراقبت کرد.»

She tended the garden all afternoon.

«او با دقت از بیمار مریض مراقبت کرد.»

He tended to the sick patient carefully.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000