thrasher

thrash·er/ˈθræʃər/
thrashto beat or strike-eragent, one who
1noun (اسم)commonplural (جمع): thrashers

اسم — مرغ مگس‌خوار

مرغ مگس‌خوار

پرنده‌ای از خانواده مگس‌گیرها که به آواز بلندش شناخته می‌شود.

A bird belonging to the thrush family known for its loud song.

«مرغ مگس‌خوار صبح‌ها به شدت آواز می‌خواند.»

The thrasher sang loudly in the morning.

«مرغ‌های مگس‌خوار در آمریکای شمالی رایج هستند.»

Thrashers are common in North America.

2noun (اسم)informalplural (جمع): thrashers

اسم — آدم مشت‌زننده

آدم مشت‌زنندهموسیقی تند

شخص یا چیزی که ضربه می‌زند، به خصوص در زمینه مبارزه یا موسیقی.

A person or thing that thrashes, especially in combat or music context.

«او نوازنده ماهری در سبک تِراسِر در گروه است.»

He's a skilled thrasher in the band.

«مبارز در رینگ مشت‌زننده شدیدی بود.»

The fighter was a brutal thrasher in the ring.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000