در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
کنهی کوچک انگل که نیش میزند و خون میمکد.
A small parasitic arachnid that bites and feeds on blood.
«کنهها میتوانند بیماری به انسان منتقل کنند.»
“Ticks can cause disease in humans.”
«بعد از پیادهروی بدن را برای کنه چک کن.»
“Check for ticks after hiking.”
اصطلاح کلی برای عنکبوتکها، همه کنه نیستند.
General term for small arachnids, not all are ticks.
علامتزدن چیزی با یک تیک برای نشان دادن درست بودن یا انجام شدن.
To mark something with a tick (check mark) to show it is correct or completed.
«لطفاً جوابهای درست را تیک بزنید.»
“Please tick the correct answers.”
«همه خانهها را در فرم علامت زدم.»
رایج و قابل جایگزین در علامتگذاری جواب صحیح.
Common and interchangeable in marking correct answers.