ticking

tick·ing/ˈtɪkɪŋ/
1noun (اسم)common

اسم — ضربان ساعت

ضربان ساعتصدا ساعت

صدای منظم و تکراری ساعت یا ساعت مچی.

The sound made regularly by a clock or watch.

«صدای تیک تاک ساعت را می‌شنیدم.»

I could hear the ticking of the clock.

«تیک تاک در شب بسیار بلند بود.»

The ticking was very loud at night.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): tickedpast participle (مفعولی): ticked-ing (حال): ticking3rd (سوم): ticks

فعل — تیک تاک کردن

تیک تاک کردن

شکل حال استمراری فعل 'تیک تاک کردن'؛ تولید صدای تکراری ساعت.

Present participle of 'tick'; to make the repeated sound of a clock or watch.

«ساعت بلند تیک تاک می‌کند.»

The clock is ticking loudly.

«دقیقه‌ها را شمردن هستم.»

I’m ticking off the minutes.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000