ticket

tick·et/ˈtɪkɪt/
1noun (اسم)commonplural (جمع): tickets

اسم — بلیت

بلیتبلیط

کاغذ یا سند الکترونیکی که اجازه ورود به یک رویداد یا سفر با وسیله نقلیه را می‌دهد.

A paper or electronic document giving the holder a right to enter an event or travel on a vehicle.

«برای کنسرت بلیت خریدم.»

I bought a ticket for the concert.

«لطفاً بلیت قطارت را نشان بده.»

Please show your train ticket.

تفاوت با واژه‌های مشابه
passبلیط

روزمره. بیشتر برای دسترسی به مکان‌ها یا رویدادها جایگزین ticket می‌شود اما برای جریمه‌ها نه؛ مثلاً bus pass درست است، parking pass گاهی. ticket کلمه کلی‌تری است.

Everyday. Can replace 'ticket' mainly for access to places or events but not for fines; e.g. 'bus pass' works, 'parking pass' sometimes. 'Ticket' is more general.

voucherکوپن

رسمی. برای کوپن‌ها یا گواهی‌ها که قابل تعویض با کالا یا خدمات هستند به کار می‌رود؛ برای ورود به رویداد کمتر استفاده می‌شود. در بیشتر موارد جایگزین نیست.

Formal. Used for coupons or certificates that can be exchanged for goods or services; less common for event admission. Not interchangeable in most contexts.

2noun (اسم)commonplural (جمع): tickets

اسم — جریمه

جریمهبرگه جریمهخلافی

برگه‌ای که توسط مسئولان صادر می‌شود و اعلام می‌کند فرد باید جریمه پرداخت کند چون قانون یا مقرره‌ای را نقض کرده.

A notice issued by authorities stating that a person must pay a fine for breaking rules or laws.

«دیروز خلافی پارکینگ گرفت.»

He received a parking ticket yesterday.

«اگر سریع برانی، ممکن است جریمه شوی.»

If you speed, you might get a ticket.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fineجریمه

روزمره. به طور کلی به تنبیه مالی گفته می‌شود ولی به برگه جریمه اشاره ندارد؛ بنابراین کاملاً جایگزین نیست. برای مقدار پولی که باید پرداخت شود 'fine' می‌گویند.

Everyday. Refers broadly to monetary punishment but not to the physical notice; thus not fully interchangeable. Use 'fine' for amount owed.

citationاحضاریه

رسمی. اصطلاح حقوقی برای احضاریه یا اطلاعیه رسمی است، در برخی موارد در آمریکا برای جریمه‌ها استفاده می‌شود اما در مکالمه روزمره کم کاربرد است.

Formal. Legal term for official summons or notice, sometimes used for tickets in the US legal context but less common in daily speech.

3verb (فعل)commonpast (گذشته): ticketedpast participle (مفعولی): ticketed-ing (حال): ticketing3rd (سوم): tickets

فعل — جریمه کردن

جریمه کردنبرگ جریمه دادن

برای کسی جریمه یا بلیت صادر کردن، مخصوصاً وقتی قانون‌شکنی کرده باشد.

To issue a ticket or fine to someone, especially for breaking rules.

«پلیس به خاطر سرعت غیرمجاز برایش جریمه صادر کرد.»

The police ticketed him for speeding.

«به خودروهایی که غیرمجاز پارک کرده بودند جریمه دادند.»

They ticketed cars parked illegally.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fineجریمه کردن

رایج. در اشاره به تنبیه مالی اغلب با ticket قابل جایگزینی است. fine بیشتر روی گرفتن پول تأکید دارد.

Common. Often used interchangeably with 'ticket' when referring to penalty charges. 'Fine' focuses more directly on charging money.

citeاحضار کردن

رسمی/حقوقی. وقتی مسئولان احضارنامه صادر می‌کنند کاربرد دارد و در مکالمه روزمره معمولی کمتر استفاده می‌شود.

Formal/legal. Used when authorities officially summon or issue notices, less common in daily speech for ordinary fines.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000