timing

tim·ing/ˈtaɪmɪŋ/
timea point or period when something happens-ingforming a noun from a verb, indicating action or process
noun (اسم)common

اسم — زمان‌بندی

زمان‌بندی

انتخاب یا کنترل زمان وقوع یک اتفاق.

The selection or control of when something happens.

«زمان‌بندی خوب می‌تواند یک لطیفه را خنده‌دارتر کند.»

Good timing can make a joke funnier.

«موفقیت به زمان‌بندی دقیق بستگی دارد.»

The success depends on perfect timing.

تفاوت با واژه‌های مشابه
scheduleبرنامه‌ریزی

روزمره. به زمان‌بندی برنامه‌ها اشاره دارد، مشابه اما گسترده‌تر از timing.

Everyday. Refers to planned times for events, similar but often broader than timing.

tempoسرعت اجرا

فنی، معمولاً در موسیقی یا سرعت فعالیت، مرتبط با ریتم زمان‌بندی.

Technical, usually in music or activity pace, related to timing in rhythm.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000