tip over

tip o·ver/tɪp ˈoʊvər/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — برگرداندن

برگرداندنواژگون شدن

افتادن یا انداختن چیزی به یک طرف با خم شدن یا هل دادن.

To fall or cause to fall over by leaning or pushing, often to one side.

«گلدان واژگون شد و شکست.»

The vase tipped over and broke.

«مواظب باش صندلی را واژگون نکنی.»

Be careful not to tip over the chair.

تفاوت با واژه‌های مشابه
overturnواژگون شدن

رسمی. درباره وسیله یا اشیاء افتادن به کار می‌رود.

Formal. Can replace 'tip over' when referring to vehicles or objects falling over.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000