phrasal verb (فعل عبارتی)common
فعل عبارتی — برگرداندن
برگرداندنواژگون شدن
افتادن یا انداختن چیزی به یک طرف با خم شدن یا هل دادن.
To fall or cause to fall over by leaning or pushing, often to one side.
«گلدان واژگون شد و شکست.»
“The vase tipped over and broke.”
«مواظب باش صندلی را واژگون نکنی.»
“Be careful not to tip over the chair.”
تفاوت با واژههای مشابه
overturn— واژگون شدن
رسمی. درباره وسیله یا اشیاء افتادن به کار میرود.
Formal. Can replace 'tip over' when referring to vehicles or objects falling over.