tires

/ˈtaɪərz/
tirea rubber covering placed around a wheel-splural suffix
1noun (اسم)commonplural (جمع): tires

اسم — لاستیک‌ها

لاستیک‌هاتایرها

پوشش‌های لاستیکی، معمولاً قابل باد کردن، که دور لبه چرخ نصب می‌شوند تا ضربه را جذب کرده و چسبندگی ایجاد کنند.

Rubber coverings, usually inflatable, fitted around the rim of a wheel to absorb shock and provide grip.

«ماشین قبل از سفر به لاستیک‌های جدید نیاز دارد.»

The car needs new tires before the trip.

«او فشار باد هر چهار لاستیک را بررسی کرد.»

He checked the air pressure in all four tires.

تفاوت با واژه‌های مشابه
wheelsچرخ‌ها

روزمره. در حالی که 'لاستیک‌ها' بخشی از 'چرخ‌ها' هستند، قابل جایگزینی نیستند. 'چرخ‌ها' به کل مجموعه چرخان اشاره دارد. 'ماشین من لاستیک‌های جدید می‌خواهد' خاص است، 'ماشین من چرخ‌های جدید می‌خواهد' گسترده‌تر است و می‌تواند شامل رینگ‌ها نیز باشد.

Common. While 'tires' are part of 'wheels', they are not interchangeable. 'Wheels' refers to the entire rotating assembly. 'My car needs new tires' is specific, 'My car needs new wheels' is broader and could include rims.

rubberلاستیک

روزمره. به ماده اولیه اشاره دارد نه به خود قطعه. 'لاستیک‌ها از لاستیک ساخته شده‌اند' درست است، اما 'من لاستیک جدید برای ماشینم می‌خواهم' کمتر دقیق از 'لاستیک‌های جدید' است.

Common. Refers to the material, not the component itself. 'Tires are made of rubber' works, but 'I need new rubber for my car' is less precise than 'new tires'.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): tiredpast participle (مفعولی): tired-ing (حال): tiring3rd (سوم): tires

فعل — خسته می‌کند

خسته می‌کندخسته می‌شوند

خسته شدن یا خسته کردن کسی.

To become or make someone feel weary or exhausted.

«پیاده‌روی‌های طولانی در کوهستان همیشه مرا خسته می‌کند.»

Long walks in the mountains always tires me.

«سر و صدای مداوم او را سریع خسته می‌کند.»

The constant noise tires her out quickly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fatiguesخسته می‌کند

رسمی/پزشکی. اغلب در بافت‌های خستگی جسمی یا روحی، به ویژه مزمن، استفاده می‌شود. 'روز کاری طولانی او را خسته می‌کند' رسمی‌تر از 'او را خسته می‌کند' است.

Formal/medical. Often used in contexts of physical or mental exhaustion, especially chronic. 'The long work day fatigues him' is more formal than 'tires him'.

exhaustsفرسوده می‌کند

روزمره. به شکل کامل‌تر یا شدیدتری از خستگی اشاره دارد. 'دویدن ماراتن یک نفر را فرسوده می‌کند' قوی‌تر از 'یک نفر را خسته می‌کند' است.

Common. Implies a more complete or severe form of tiredness. 'Running a marathon exhausts a person' is stronger than 'tires a person'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000