در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
خستگی شدید ناشی از فعالیت بدنی یا ذهنی
Extreme tiredness resulting from physical or mental exertion
«او پس از پیادهروی طولانی احساس خستگی کرد.»
“She felt fatigue after the long hike.”
«خستگی میتواند تمرکز را تحت تأثیر قرار دهد.»
“Fatigue can affect concentration.”
رایج. خستگی بسیار شدید، معمولاً پس از تلاش طولانی.
Common. Very strong tiredness, often after long effort.
باعث شدن که کسی احساس خستگی شدید کند
To cause someone to feel very tired
«آموزش سخت سربازان را خسته کرد.»
“The harsh training fatigued the soldiers.”
«کار کردن طولانی ذهن را خسته میکند.»
“Working long hours fatigues the mind.”