fathomably

fath·om·a·bly/ˈfæðəməblɪ/
adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): fathomableposition (جایگاه): middle

قید — به‌طور قابل فهم

به‌طور قابل فهمقابل درک

به صورتی که بتوان فهمید یا درک کرد.

In a way that can be understood or comprehended.

«مفهوم به صورت قابل فهم برای دانش‌آموزان توضیح داده شد.»

The concept was explained fathomably to the students.

«دلایلش به گونه‌ای قابل درک ارائه شد.»

His reasons were fathomably presented.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000