fatherly

fa·ther·ly/ˈfɑːðərli/
fathermale parent-lyin the manner of
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more fatherlysuperlative (عالی): most fatherly

صفت — پدری

پدریمانند پدر

دارای ویژگی‌های پدرانه مانند مهربانی و حمایت.

Having qualities characteristic of a father, such as kindness and protectiveness.

«او بغل پدری به او داد.»

He gave her a fatherly hug.

«نصیحت‌های پدرانه او دلگرم‌کننده بود.»

His fatherly advice was comforting.

تفاوت با واژه‌های مشابه
paternalپدری

رسمی. اشاره به ویژگی‌ها یا روابط پدرانه؛ بیشتر در زمینه رسمی یا زیستی.

Formal. Refers to fatherly qualities or relations; used mainly in formal or biological context.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000