paternal

pa·ter·nal/pəˈtɜːrnəl/
patern-father-alrelated to
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more paternalsuperlative (عالی): most paternal

صفت — پدری

پدریوابسته به پدر

مربوط به یا ویژگی‌های یک پدر.

Relating to or characteristic of a father.

«او مراقبت شدیدی مانند یک پدر نسبت به فرزندانش نشان داد.»

He showed strong paternal care for his children.

«نصیحت پدری می‌تواند بسیار ارزشمند باشد.»

Paternal advice can be very valuable.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fatherlyپدری

معمول. بر ویژگی‌های پدرانه، محبت‌آمیز یا محافظتی تأکید دارد.

Common. Emphasizes father-like qualities, affectionate or protective.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000