در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
کسی که پدر ندارد، بهویژه بهخاطر مرگ یا نبودن پدر.
Lacking a father, especially due to death or absence.
«کودک بیپدر نزد خالهاش زندگی میکرد.»
“The fatherless child lived with his aunt.”
«بسیاری از خانوادههای بدون پدر با چالش روبرو هستند.»
“Many fatherless families face challenges.”
رسمی است. به از دست دادن هر دو یا حداقل یکی از والدین اشاره دارد؛ fatherless فقط درباره فقدان پدر است.
Formal. Refers to losing both parents or at least one; fatherless is specific to father.