exhausts

ex·hausts/ɪɡˈzɔːsts/
1noun (اسم)common

اسم — دود اگزوز

دود اگزوزگازهای خروجی

گازهای خروجی از موتور به عنوان ضایعات

Gases emitted from an engine as waste

«گازهای اگزوز خودرو هوا را آلوده می‌کنند.»

Car exhausts pollute the air.

«کارخانه به فیلترهایی برای کاهش گازهای خروجی نیاز دارد.»

The factory needs filters to reduce exhausts.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): exhaustedpast participle (مفعولی): exhausted-ing (حال): exhausting3rd (سوم): exhausts

فعل — خسته می‌کند

خسته می‌کندمصرف می‌کند

صرف سوم شخص مفرد فعل exhaust به معنی تخلیه کامل انرژی یا منابع

Third person singular of 'exhaust', to drain completely of resources or energy

«پیاده‌روی طولانی او را خسته می‌کند.»

The long hike exhausts him.

«او همه‌ی گزینه‌هایش را قبل از تصمیم‌گیری استفاده می‌کند.»

She exhausts all her options before deciding.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000