exhaust

ex·haust/ɪɡˈzɔːst/
ex-out ofhaustto draw or take (from Latin)
1verb (فعل)commonpast (گذشته): exhaustedpast participle (مفعولی): exhausted-ing (حال): exhausting3rd (سوم): exhausts

فعل — فرسوده کردن

فرسوده کردنتمام کردن

کسی را کاملاً خسته کردن یا تمام کردن منابع موجود.

To make someone extremely tired or use up all of a resource.

«پیاده‌روی طولانی تیم را کاملاً خسته کرد.»

The long hike exhausted the team.

«بودجه ماهانه ما تمام شده است.»

We have exhausted our budget for this month.

تفاوت با واژه‌های مشابه
drainفرسوده کردن

رایج. وقتی درباره مصرف کامل انرژی یا منابع است جایگزین است.

Common. Interchangeable when referring to using all of a resource or energy.

متضادها
2noun (اسم)common

اسم — گازهای خروجی موتور

گازهای خروجی موتوردود اگزوز

گازهای زائد تولید شده توسط موتور خودرو.

Waste gases produced by a vehicle's engine.

«دستگاه اگزوز ماشین نیاز به تعمیر دارد.»

The car’s exhaust needs repair.

«دودهای اگزوز هوا را آلوده می‌کنند.»

Exhaust fumes pollute the air.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000