tongueless

tongue·less/ˈtʌŋˌləs/
tonguethe muscular organ in the mouth-lesswithout
adjective (صفت)formal

صفت — بی‌زبان

بی‌زبانساکت

بدون زبان، به معنای واقعی یا کنایه‌ای از ناتوانی در سخن گفتن.

Without a tongue, either literally or figuratively unable to speak.

«شخصیت در داستان به عنوان بی‌زبان تصویر شده بود.»

The character was depicted as tongueless in the story.

«او در تمام جلسه ساکت ماند.»

He remained tongueless during the entire meeting.

تفاوت با واژه‌های مشابه
muteساکت

رایج. به ناتوانی در گفتار دلالت دارد و اغلب جایگزین خوبی است.

Common. Specifically refers to inability to speak; can often replace 'tongueless' especially figuratively.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000