در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
زدن یا ضربهزدن با صدای بم و کوتاه.
To hit or strike sharply with a dull sound.
«توپ را به دیوار زد.»
“He tonked the ball against the wall.”
«او به شانهاش ضربه کوتاهی زد تا توجهش را جلب کند.»
“She tonked him lightly on the shoulder to get his attention.”
غیررسمی. به معنای زدن محکم و سنگین، مشابه tonk است.
Informal. Means hitting hard with a heavy sound, similar to 'tonk'.
صدای کوتاه و بم که ناشی از ضربه یا برخورد است.
A sharp dull sound caused by a blow or impact.
«وقتی در بسته شد، صدای بلندی شنیده شد.»
“There was a loud tonk when the door shut.”
«او صدای کوتاه ضربه چکش به میخ را شنید.»
“He heard a tonk as the hammer hit the nail.”