topsy

top·sy/ˈtɒpsi/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): topsiersuperlative (عالی): topsiest

صفت — به هم ریخته

به هم ریختهوارونهآشفته

در وضعیتی بی‌نظم، به هم ریخته یا وارونه.

In a state of disorder or chaos, upside down.

«بعد از مهمانی، اتاق به هم ریخته بود.»

The room was topsy after the party.

«برنامه‌های او ناگهان بهم ریخت.»

His plans went topsy unexpectedly.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000