verb (فعل)formalpast (گذشته): torpedoedpast participle (مفعولی): torpedoed-ing (حال): torpedoing3rd (سوم): torpedoes
فعل — با تورپدو مورد حمله قرار دادن
با تورپدو مورد حمله قرار دادننابود کردن با موشک
گذشته torpedo؛ مورد حمله یا نابود شدن با تورپدو (موشک زیرآبی).
Past tense of torpedo; attacked or destroyed by a torpedo (underwater missile).
«کشتی در طول جنگ با تورپدو هدف قرار گرفت.»
“The ship was torpedoed during the war.”
«زیردریاییها شبها کشتیهای دشمن را با تورپدو هدف قرار میدادند.»
“Submarines torpedoed enemy vessels at night.”
تفاوت با واژههای مشابه
sank— غرق کردن
رایج. وقتی تورپدو باعث غرق شود به کار میرود ولی ممکن است دلایل دیگر هم باشد.
Common. Sometimes used when the torpedo causes sinking, but sinking might have other causes.