tough

/tʌf/
1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): toughersuperlative (عالی): toughest

صفت — سخت

سختدشوار

چیزی که انجام دادن یا کنار آمدن با آن سخت است.

Difficult to do or deal with.

«تصمیم سختی بود که باید می‌گرفتم.»

It was a tough decision to make.

«امتحان واقعاً دشوار بود.»

The exam was really tough.

تفاوت با واژه‌های مشابه
difficultدشوار

رایج/روزمره. در اشاره به وظایف یا مشکلات تا حد زیادی قابل تعویض هستند. «مشکل سخت» معمولاً همان «مشکل دشوار» است. اما 'tough' می‌تواند به معنای مقاومت هم باشد که 'difficult' اینگونه نیست.

Common/everyday. Broadly interchangeable when referring to tasks or problems. 'A tough problem' is usually the same as 'a difficult problem'. However, 'tough' can imply resilience, which 'difficult' does not.

hardسخت

رایج/روزمره. بسیار شبیه به 'tough' و اغلب برای کارها یا موقعیت‌ها قابل تعویض است. 'تصمیم سخت' یا 'تصمیم دشوار'. 'Hard' همچنین می‌تواند به معنای فیزیکی 'جامد' باشد، برخلاف 'tough'.

Common/everyday. Very similar to 'tough' and often interchangeable for tasks or situations. 'A tough decision' or 'a hard decision'. 'Hard' can also mean physically solid, unlike 'tough'.

متضادها
2adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): toughersuperlative (عالی): toughest

صفت — مقاوم

مقاومسرسختبا دوام

چیزی که به اندازه کافی قوی است تا در برابر شرایط نامساعد یا استفاده خشن مقاومت کند؛ انعطاف‌پذیر و مقاوم.

Strong enough to withstand adverse conditions or rough handling; resilient.

«این گیاهان مقاوم هستند و می‌توانند در آب و هوای سخت زنده بمانند.»

These plants are tough and can survive in harsh climates.

«او زن سرسختی است که هرگز تسلیم نمی‌شود.»

She's a tough woman who never gives up.

تفاوت با واژه‌های مشابه
resilientمقاوم

رسمی/دانشگاهی. بر توانایی بازیابی سریع از مشکلات تأکید دارد. 'Tough' هم می‌تواند این معنی را بدهد، اما 'resilient' به توانایی بازگشت به حالت اولیه خاص‌تر است.

Formal/academic. Emphasizes the ability to recover quickly from difficulties. 'Tough' can also mean this, but 'resilient' is more specific to bounce-back ability.

durableبا دوام

روزمره. برای اشیایی به کار می‌رود که بدون شکستن، مدت طولانی دوام می‌آورند و اغلب به معنای قدرت فیزیکی است. 'Tough' نیز می‌تواند به همین صورت برای اشیاء به کار رود.

Everyday. Used for objects that last a long time without breaking, often implying physical strength. 'Tough' can be used similarly for objects.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000