traces

trac·es/treɪsɪz/
noun (اسم)commonplural (جمع): traces

اسم — ردپا

ردپاآثارنشان‌ها

نشان‌ها یا مقادیر بسیار کم از چیزی که باقی مانده‌اند.

Small signs or amounts of something left behind.

«ردپاهایی از خون روی زمین بود.»

There were traces of blood on the floor.

«ما آثار سفال‌های باستانی را یافتیم.»

We found traces of ancient pottery.

تفاوت با واژه‌های مشابه
remnantsباقی‌مانده‌ها

متداول. قطعات باقی‌مانده، غالباً معادل traces است.

Common. Small remaining parts of something, often interchangeable with traces.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000