tram
اسم — تراموا
وسیله نقلیه ریلی که در خیابانهای شهر روی ریل حرکت میکند و برای حملونقل عمومی است
A rail vehicle that runs on tracks in city streets, used for public transport
«او هر صبح با تراموا به سر کار میرفت.»
“She took the tram to work every morning.”
«تراموا نزدیک مرکز شهر متوقف میشود.»
“The tram stops near the city center.”
تفاوت با واژههای مشابه
در انگلیسی آمریکایی رایج است و معنای مشابه اما اصطلاح منطقهای دارد.
Common in American English. Similar meaning but region-specific terminology.
عمدتاً در آمریکای شمالی استفاده میشود و به تراموای برقی اشاره دارد.
Used mainly in North America, refers to electric streetcars.
فعل — سفر کردن با تراموا
با تراموا سفر کردن یا گشت زدن
To travel or tour by tram
«با تراموا در شهر گشت زدیم تا دیدنیها را ببینیم.»
“We trammed across the city to see the sights.”
«آنها برای تجربهای خاص با تراموا در مسیر قدیمی حرکت کردند.»
“They trammed along the old line for a unique experience.”