trammel

tram·mel/ˈtræməl/
noun (اسم)formalplural (جمع): trammels

اسم — قید

قیدتور ماهی‌گیری

وسیله‌ای برای محدود کردن حرکت؛ همچنین نوعی تور ماهی‌گیری.

A device for restraining or limiting movement; also a type of fishing net.

«زندانی در قید قوانین گرفتار شده بود.»

The prisoner was caught in a trammel of rules.

«آن‌ها از تور ماهی‌گیری برای صید استفاده کردند.»

They used a trammel net to catch fish.

تفاوت با واژه‌های مشابه
restraintمحدودیت

اصطلاح کلی برای چیزی که حرکت را محدود می‌کند؛ نزدیک به یکی از معانی trammel.

General term for something that restricts movement; close to one sense of trammel.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000